گفتگويي با دكتر ناصر تكميل همايون، استاد تاريخ و عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني، دربارهي ملي شدن نفت

ملي شدن صنعت نفت براي ايران مسئله اقتصادي بود که اقتصاد ايران را تحت الشعاع قرار ميداد. ولي دکتر مصدق به کمک روزنامههايي مانند باختر امروز و روزنامههايي از اين دست، ملي شدن نفت را به شکلي با مردم مطرح ميکردند که مسئله استقلال ايران است. در اين دوره روزنامهها بر اين نکته تاکيد ميکردند، که تنها نفت و ثروت ملي ما در دست بيگانگان نيست، اين استقلال ايران است که دست آنها قرار گرفته است. مسئله لغو قرار داد 1933 و توافق گس _ گلشائيان مسئلهاي کاملا اقتصادي بود. اما بدرستي مصدق اين موضوع را چنان مطرح کرده بودند که انگيس و شرکت نفت در مسائل سياسي و اجتماعي ايران دخالت ميکنند و از زماني که اين شرکت تاسيس شده است ما به گونه اي مستعمره انگليس بوديم كه ملي شدن صنعت نفت به معني قطع تمام اين روابط بود.
پس از جنگ جهاني اول انگلستان و کشورهاي ديگر پي به اهميت واقعي نفت در تغيير معادلات جهاني بردند. اين ماده حياتي اقتصاد باعث پيروزي قواي نظامي متفقين شده بود. همزمان با اين نگاه جهاني، ايرانيان هم پيش از جنگ دوم و چندسالي قبل از جنگ متوجه شدند، ثروت گرانبهايشان در دست بيگانگان است. با آغاز جنگ جهاني دوم که نفت اهميت بيشتري پيدا کرد، اندک اندک اين مسئله مطرح شد که نفت بايد ملي شود.
ملي شدن صنعت نفت براي ايران مسئله اقتصادي بود که اقتصاد ايران را تحت الشعاع قرار مي داد. ولي دکتر مصدق به کمک روزنامه هايي مانند باختر امروز و روزنامه هايي از اين دست، ملي شدن نفت را به شکلي با مردم مطرح مي کردند که مسئله استقلال ايران است. در اين دوره روزنامه ها بر اين نکته تاکيد مي کردند، که تنها نفت و ثروت ملي ما در دست بيگانگان نيست، اين استقلال ايران است که دست آن ها قرار گرفته است.
مصدق تنها بر مسائل اقتصادي تکيه نمي کرد و به مسئله استقلال ايران مي پرداخت. مطبوعات آن روزگار نيز اين شور را در ميان روشنفکران و طبقه متوسط شهري ايجاد کرده بودند تا او و همراهانش زمينه مناسبي براي طرح ملي شدن نفت فراهم کنند.
روزنامههاي آن دوره يا روزنامههاي حزب توده بودند که طرفدار شوروي بودند، يا روزنامههاي دست راستي که طرفدار سياست غربي مخصوصا انگليسي و آمريکايي بودند. در کنار اين دو طيف روزنامههايي هم بودند که به هيچ کدام از آنها اعتقاد نداشتند. اين دسته از مطبوعات به نفت از ديد خود مي پرداختند. روزنامههاي راست و دولتي معتقد بودند که ايرانيان نمي توانند از نفت خودشان درست استفاده کنند پس بايد آن را به کشورهاي مترقي واگذار کنند تا آنها استفاده کنند. البته با توجه به آگاهي که ميان مردم به وجود آمده بود، اين روزنامهها ميگفتند نفت در اختيار غربيها باشد اما با قيمت بالاتري بخرند. مثلا روزنامه «داد» يا« وظيفه» يا روزنامه سيد ضيا الدين و روزنامههاي دولتي مانند «کيهان» و «اطلاعات» چنين نظري داشتند. در اين ميان، روزنامههاي چپگرا و طرفداران حزب توده در اين دوره زماني نقشي دوگانه را بازي ميکنند. تودهايها از سياست شوروي پيروي ميکردند و اين مسئله را به عنوان مبارزه با امپريالسم مطرح ميکردند و خواستار لغو قرارداد بودند، اما گاهي هم يک بازي ديگري را پي ميگرفتند و ميگفتند حالا كه شما امتياز نفت جنوب را به انگليسيها داديد، نفت شمال را به روسها بدهيد تا توازني به وجود بيايد [!]. روزنامههاي رزم و مردم و روزنامه احسان طبري از روزنامههاي شاخص اين دوره است. در كنار اين دو طيف شماري از روزنامهها هم بر اين باور بودند که ما بايد قرارداد نفت را لغو کنيم . برجستهترين روزنامههاي اين طيف روزنامه غلامحسن رحيميان از وكلاي مجلس بود.
رحيميان در روزنامه خود درباره الغاي قرارداد مينويسد. اما دکتر مصدق به دلايلي از او ميخواهد نوشتن اين مطالب را ادامه ندهد. رحيميان بعدها تعريف ميکند که دکتر مصدق به او ميگويد بيشتر نمايندگان مجلس چهاردهم طرفدار انگلستان هستند، اگر شما اين مسئله را مطرح کنيد و به راي گذاشته شود، موضوع با راي نمايندگان رد و از بين خواهد رفت. آن گاه نميتوانيم سخني را دربارهي نفت به ميان آوريم و قرار داد 1933 محکمتر ميشود. شما اجازه دهيد شرايطي آماده شود، بعدا اين مسئله را مطرح ميکنيم. رحيميان بعدها هم مينويسد که دکتر مصدق چه کار درستي کرده است.
دکتر مصدق و يارانش به کمک روزنامههاي ميانهرو جامعه را آماده ميکند و اجازه نميدهند مسئله نفت در مجلس چهاردهم مطرح شود . در گام بعد يعني در مجلس پانزدهم قانوني تصويب ميشود که هيچ گونه قراردادي با بيگانگان براي نفت انعقاد نميشود مگر زماني که مجلس شوراي ملي درباره آن قانوني را مصوب کند. اين شاهکار دکتر مصدق بود که مسير نفت را به سمت مجلس ميبرد و مجلس را متولي اين کار ميکند. بر پايهي اين مصوبه تئوري موازنه منفي مطرح ميشود.
به دنبال اين مصوبه و فشار افکار عمومي، انگليسيها مجبور به افزايش قيمت نفت ميشوند. با روي کار آمدن دولت رزمآرا روزنامههاي دست راستي به دنبال اين هستند که مسير نفت را به سمت تمديد قرارداد گس و گلشائيان ببرند. تلقي آنان هم اين بود که قيمت نفت بالا ميرود و اين به نفع مردم است. حتي به نسبت 50 درصد 50 درصد ميرساند. وکلاي مجلس پانزدهم آن قدر درباره اين موضوع صحبت ميکنند تا عمر مجلس پانزده پايان مييابد. در مجلس شانزدهم که آمادگي براي ملي شدن صنعت نفت به وجود ميآيد. باز هم روزنامههاي دست راستي هوادار باقي ماندن انحصار نفت به دست شرکت نفت ايران و انگليس هستند. حزب توده طرفدار لغو قرار داد بودند. آنها معترض بودند که چرا امتياز نفت شمال را به روسها نميدهند.
با آغاز دوره شانزدهم مجلس، نيروهاي جديدي وارد عرصه سياسي ميشوند که طرفدار ملي شدن صنعت نفت هستند، اين گروه روزنامههاي خودشان را داشتند. مسئله ملي شدن صنعت نفت براي اولين بار آن چنان که مورخان از قول دکتر مصدق گفتهاند توسط يک روزنامهنگار يعني دکتر حسين فاطمي مدير روزنامه باختر امروز مطرح ميشود. آن چه فاطمي مطرح ميکند، لغو قرارداد بوده است. حاصل لغو قرارداد افتادن نفت به دست ايرانيها و ملي شدن بود. تمام روزنامههاي ملي مانند آپادانا که متعلق به حزب ملت ايران و جبهه آزادي متعلق به حزب آزادي مردم ايران، باختر امروز، شاهد و ... معتقد به ملي شدن نفت بودند. فاطمي در 99 درصد از سرمقاله هاي خود به اين مسئله تکيه ميکند. فاطمي استثناي روزنامهنگاري اين دوره است. او از دوران جواني در اصفهان روزنامهنگاري را آغاز ميکند و ادامه ميدهد در خارج هم اين رشته را تحصيل ميكند.
سرانجام دکتر مصدق ميتواند به کمک همين روزنامهها و يارانش که در ميانشان چهرههاي مطبوعاتي وجود داشتند نفت را در سال 1329 ملي اعلام کنند.
نكو باد يادش و پايدار باد انديشهاش
پاينده ايران آزاد و آباد
برگرفته از تارنگار خبرگزاري CHN (به گونهي چكيده)






