تبليغاتX
ايرانفرا - ناتواني در سياستگذاري خارجی و قادسيه سوم

ايرانفرا

روز پنجم دي روزنامه الحیات به نقل از رییس جمهور عراق، جلال طالباني، خبر از لغو معاهده الجزاير داده بود. پس از شنيدن اين خبر ناخودآگاه ياد چند رويداد برايم تداعي شد.

 

v   نخست ياد همه‌ي جانباختگان و شهيداني كه در هشت سال جنگ به واقع نابرابر، با جان خود به نبرد با گلوله‌هاي دشمني پرداختند كه مهمترين خواسته‌اش برچيده شدن همين معاهده بود.  كساني كه بيش و پيش از هر چيز انسان بودند و نخستين حق‌شان، حق حيات و زندگي كردن بود. انسان‌هايي كه به گفته‌ي كانت هر يك‌شان به تنهايي غايتي بود براي تمام دنيا. 

 

v   دوم ياد همه‌ي هزينه‌هاي مادي و معنوي كه پيش و پس از انقلاب براي توانمندسازي جنبش‌هاي آزادي‌خواه و مبارزه كرد عراق صرف شد تا حكومت راسيست و شونيست عربي صدام سرنگون گردد و در پي آن دولتي همراه و هم‌راي با ايران  به قدرت دست يازد. ياد همه‌ي هزينه‌هايي كه پس از نابودي حكومت بعثي بغداد (2003) در عراق صرف شد تا حكومت و دولتي متمايل به ايران در آنجا پا بگيرد.

 

v   سوم ياد شهريور 59  و پاره كردن اين معاهده در برابر دوربين‌هاي تلويزيون دولتي عراق و اعلان جنگ قادسيه دوم (قادسيه صدام گجستك) و آغاز يورش به خاك ايران.

  

 

بخشي از خبر را خود بخوانيد:

پس از گذشت 27 سال از زماني كه صدام حسين توافقنامه 1975 الجزاير را به صورت يكجانبه لغو كرد، مسئولا‌ن اين كشور بر آن شده‌اند تا بار ديگر اين اقدام رئيس جمهور ديكتاتور را تكرار كنند. روز گذشته خبرگزاري‌هاي داخلي، خبري را به نقل از روزنامه الحيات چاپ لندن منتشر كردند كه مطابق نوشته‌هاي مندرج در آن، جلا‌ل طالباني رئيس جمهور عراق اعلا‌م كرده كه از نظر هيئت حاكمه اين كشور توافقنامه 1975 الجزاير لغو شده تلقي مي‌شود. طالباني اين طور استدلا‌ل كرده كه از آنجايي كه اين توافقنامه قبلا‌ بين صدام و شاه ايران امضا شده (نه بين ايران و عراق) پس به همين جهت از سوي گروه‌هاي مخالف دولت سابق عراق كه اكنون خود حاكم اين كشور هستند، لغو شده دانسته مي‌شود.

دنباله‌ي اين خبر

 

اما اين پايان ماجرا نبود.  گويا خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» گفتگويي را با جلال طالبانی رییس جمهور عراق ترتيب داده بود. طالباني اظهارات منتسب به خود، در مورد قرارداد الجزایر را تكذيب كرده و آنرا ناشي از شيطنت روزنامه‌ي الحيات دانسته است.

اما

او ادامه داده است:  من در آن گفت و گو اشاره ای به این قرارداد نکردم و گفتم، ما به برادران ایرانی خود پیشنهاد داده‌ایم که غرامت 1000 میلیارد جنگ صدام را به خاطر وضعيت جنگزده ي کشور، ببخشند. رییس جمهور عراق افزود: پس از آن، خبرنگار الحیات پرسید: «در این صورت، باید منتظر لغو قرارداد الجزایر باشیم» که من نیز گفتم، اگر لطف برادران ایرانی شامل عراقي‌ها شود، چنین خواهد بود.

نوشتار كامل اين خبر را از اين پيوند (اگر بسته بود در اين نشاني) بخوانيد.

 

 

اينك با نگاه به اين پيش‌دانسته‌ها، نكاتي مطرح مي‌شود، كه در دنباله نوشتار به چكيده‌ي آنها اشاره مي‌شود. 

 

1) بايد يادآوري كرد كه استدلال ايشان (اگر تحريف نشده باشد) اساسا غيرمنطقي و كاملا غلط و زير سوال است. مطابق با كنوانسيون‌ها و قراردادهاي گوناگون بين‌المللي و جهاني، صرف تغيير حكومت در يك كشور، هيچ پيمان‌نامه يا معاهده‌اي را تغيير نخواهد داد. اگر اينگونه بود، بسياري از معاهده‌هاي بين‌المللي هم‌اكنون از درجه اعتبار ساقط بودند. براي مثال معاهده‌هاي دولت اتحاد جماهير شوروي با ديگر كشورها، معاهده‌هاي دولتهاي آلمان‌شرقي و غربي، روماني، لهستان، چكسلاواكي، يوگسلاوي، يمن شمالي و جنوبي، زئير، آفريقاي جنوبي، پرو، شيلي، گرجستان، افغانستان و يا معاهده‌هاي دولت‌هاي پاكستان پيش از مشرف. به همين ترتيب در ايران نيز معاهده‌هاي گلستان و تركمانچاي، آخال و پاريس به دليل آن كه طرف ايراني نماينده واقعي و منتخب مردم ايران نبوده است، بنابراين نمي‌توانسته نيابتا از جانب آنان اقدام به امضاي معاهده‌ها نمايد، خودبخود منتفي مي‌شده است. همچنين در مورد چگونگي جدايي بحرين و پذيرش آن از سوي هيات حاكمه‌ي وقت ايران اشكالات قانوني فراواني وارد شده است. براي نمونه عنوان شده است كه گزارش فرستاده‌ي  دبيركل سازمان ملل چه از نظر ضوابط حقوقي و چه از نظر مقررات و سنت‌هاي بين‌المللي و چه از نظر قواعد و قوانين كه به هر حال پايه و اساس بررسي نظرات مردم به شمار مي‌رود، فاقد اعتبار است. بنابراين به اين استناد بايد قطعنامه‌ي جدايي بحرين از ايران ملغا اعلام گردد.

 

2) آقاى طالبانى در جايگاه رياست جمهوري عراق بايستي به خوبي از اين واقعيت آگاهي داشته باشد كه قرارداد ۱۹۷۵ يك پيمان‌نامه معتبر و رسمى ثبت شده در سازمان ملل است و تغيير يا جابجايي دولت‌ها و يا هر رخداد ديگرى، تاثيرى در اين قرارداد معتبر بين دو كشور يا قراردادهاي مشابه نخواهد داشت. بايسته است يادآوري گردد، مطابق با ماده ۵ عهدنامه ۱۹۷۵ ، اين معاهده كاملاً معتبر و غيرقابل تغيير شناخته شده است. اين نكته در ماده 5 عهدنامه صريحاً مورد تاكيد واقع شده است كه خط مرزى زمينى و رودخانه‌اى تصريح شده لايتغير، دائمى و قطعى است.

آقاي طالباني قطعا مطلع هستند كه حتا صدام معدوم با وجود انجام كنش ابلهانه‌ي از بين بردن يك نسخه از قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير در آغاز جنگ عليه ايران، پس از هشت سال جنگ و ناكامي در دستيابي به روياهاي پليد و نابخردانه‌ي خود، اعتبار و رسميت اين قرارداد را تصديق نموده و در نامه‌هاى رسمى خود بر اعتبار قانونى و بين‌المللى اين قرارداد اذعان داشته است.

   

 

3) آقاي طالباني كه ساليان سال به پشتيباني مادي و معنوي دولت‌هاي ايران دلگرم بود و با پشت‌گرمي آن مبارزه‌ي خود را پيش مي‌برده است، با چه انگيزه‌اي اكنون تمامي آن حمايت‌ها و ياري‌ها را به ناگاه از ياد برده است. ايشان نبايد فراموش كند كه هنوز هم مهمترين پشتيبان ايشان و حكومتش در ميان كشورهاي همسايه، تنها و تنها ايران است. مطمئن باشيد در هنگامه نياز نه عربستان و اعراب، نه تركيه و نه سوريه به ياري او و حكومتش نخواهند شتافت. قطعا آنان يك عرب سني را به وی ترجيح خواهند داد.

 

4) صدام گجستك كه با عنوان خودخوانده‌ي "سردار قادسيه" معاهده الجزاير را پاره كرد، يك عرب نژادپرست بود كه با ادعاي ناسيوناليسم عربي و با هدف تضعيف نمودن ايران نيرومند و از بين بردن برتري قدرت منطقه‌اي آن (به عنوان تنها نيروي برتر غيرعرب منطقه‌ي خليج فارس)، توانست پشتيباني همه جانبه‌ي دولت‌هاي عرب را پشت سر خود داشته باشد. با اين حال نتوانست در برابر پايداري مردم سرزمين ايران، پشيزي را عايد خود نمايد. او چندان حقير بود كه در لحظه‌ي اعدام با وجودي كه دشمن ديگري او را اسير نموده، محاكمه و محكوم به اعدام كرده بود، باز ايرانيان را دشمن خود (و همه‌ي اعراب) مي‌دانست.

آقاي طالباني! با اين كار چه هدفي را دنبال مي‌كنيد؟ شما كه نه سامي‌نژادي و نه پرچمدار ناسيوناليسم عربي، كه اعراب با شما احساس همدردي و همدلي داشته باشند، و نه داعيه‌ي از ميان برداشتن ايران يا حتا كاستن از توان منطقه‌اي آن را داري تا رقباي منطقه‌اي ايران شما را مورد حمايت قرار دهند. شايد اين يادآوري خالي از لطف نباشد كه در جنگ قادسيه‌ي سده‌ي ششم ميلادي، نياكان شما در كنار ديگر ايرانيان و در جبهه‌ي ايران با اعراب در جنگ بودند. سالها گذشت و از بد حادثه و ناشايستگي حاكمان وقت، بخش‌هايي كه در طول تاريخ هماره بخشي از خاك ايران بودند، ضميمه خاك عثماني شد و استعمار پير نيز هنگام تجزيه امپراتوري شكست خورده‌ي عثماني، از پيوند آن بخش به ديگر برادرانش دريغ ورزيد و با كينه‌توزي و انديشه‌هاي پليد استعماري، قلمرو جغرافيايي جعلي را با تركيبي قوميتي عجيب، تحت نام عراق ايجاد كرد كه ثمره‌ي آن هم‌اينك كشمكش‌ها و جنگ‌هاي داخلي‌اي است كه پديد آمده است. در جنگ  هشت ساله‌ي (قادسيه دوم صدام‌خوانده)  خود شما و همرزمانتان در كنار ايران با دولت خونريز صدام، با يك هدف واحد در جنگ بوديد، چه شده است كه اكنون كاتوليك‌تر از پاپ شده‌ايد و درخواست لغو معاهده را داريد؟

 

5) اگر الحيات سخنان آقاي طالباني را تحريف كرده باشد، و آقاي طالباني تنها عنوان نموده باشد: "اگر لطف برادران ایرانی شامل عراقی‌ها شود، در این صورت، باید منتظر لغو قرارداد الجزایر باشیم"، آن گاه بايد بپرسيم كدام سياستمدار و دولتمرد عاقلي كه عقلاني رفتار مي‌كند، چنين "لطفي" خواهد نمود كه آقاي طالباني چنين پنداشته‌اند؟  

نقض اين گفته بسيار آسان است. "لطف يكسويه" تنها از مجانين انتظار مي‌رود. اگر اين گونه بود بسياري از كشورها از همسايگانشان درخواست "لطف‌هاي" بيشمار داشتند! براي مثال روسيه از آمريكا مي‌خواست كه "لطف" كرده و آلاسكا را به آن كشور باز ستاند. يا اسپانيا از مراكش مي‌خواست "لطف" كرده و بخش جنوبي تنگه جبل‌الطارق را به اسپانيا واگذار كند و يا ايران همين چشمداشت را از عمان داشت تا "لطف" كرده و بخش جنوبي تنگه هرمز كه بر پايه‌ي مستندات تاريخي سده‌هاي طولاني در اختيار ايرانيان بوده را به اين كشور بازگرداند. يا مصر "لطف" نمايد و از حق مالكيت كانال سوئز صرفنظر كند و يا كويت از عراق بخواهد "لطف" كرده و از حق خود در برداشت نفت از ميادين نفتي متعلق به خود در گذرد.

اساسا صرف بيان چنين گفتاري ساده‌انديشي يك سياستمدار را مي‌رساند. آقاي طالباني! اگر شما به تصميم‌هاي پيش‌بيني‌ناپذير دولت ايران چشم دوخته‌ايد، ما ايرانيان بايد به شدت شما را از اين كار برحذر  داريم. در جنگ 8 ساله اين دولت ايران نبود كه در برابر ارتش مزدور دولتي عراق ايستادگي كرد. همين مردم و همين ايرانيان بودند كه با دست خالي و با همدلي و همبستگي، ارتش مورد حمايت خارجيان عراق را در خاك آن كشور زمين‌گير كردند. بنابراين همين جا به شما و ديگر كساني كه چون شما مي‌انديشند هشدار مي‌دهيم، منافع ملي بلندمدت ما در اختيار يك دولت كه عمر كوتاه حداكثر هشت ساله دارد، قرار نگرفته است. منافع ملي ايران، منافع تك تك نسل كنوني و آتي ايرانيان است. شما نه تنها با دولت، كه با يكايك ايرانيان روبرو هستيد.  

 

6) آقاي طالباني! حافظه‌ي جمعي ملت ايران آنچنان كه شما مي‌پنداريد دچار اختلال نيست. برادران عراقي، بيش از صدها هزار نفر از هم‌ميهنان ما را به خاك خون كشيدند. آيا آن گاه كه شهروندان اين مرز و بوم، در دشت‌هاي داغ خوزستان و در گرماي آفتاب سوزان، زير آتش توپ و تانك‌هاي هموطنان عراقي شما مي‌سوختند، برادر نبودند؟ آنها همه براي اثبات استوار بودن و پايدار ماندن همين معاهده الجزاير جان خود را فدا كردند. معاهده‌اي كه شما اكنون بي‌توجه به جان‌هايي كه براي پاسداشت آن رفته و خون‌هايي كه بر پاي آن ريخته شده، از دوستان ايراني خود مي‌خواهيد آنرا لغو كنند. پس اين همه جنگ و كشتار و بي‌خانماني براي چه بود؟ آيا اين دو كشور تنها براي نفس جنگيدن با يكديگر مي‌جنگيدند؟

آيا آن ديكتاتور ديوانه كه معاهده را در تلويزيون پاره كرد، "برادران" و مردمان بي‌گناه و بي‌پناه هم‌نژاد و هم فرهنگ و همزبان شما را در سردشت بمباران شيميايي نكرد؟ آيا سردشتيان برادران شما نبودند؟ باز هم به شما و دوستان ايراني‌تان مي‌گوييم كه هرگونه خدشه بر اين معاهده، بي‌اعتنايي و بي‌احترامي به خون كساني است كه جان، عمر، زندگي و تندرستي خود را در اين جنگ خانمان‌سوز فدا كردند.  

           

7) آقاي طالباني! چنانچه تنها خواسته‌ي شما، بخشش مبلغ كلان و قابل توجه 1000 ميليارد دلاري جنگ باشد، آن نيز درخواستي مضحكانه قلمداد مي‌گردد. در شرايط عادي كنوني، اين مبلغ برابر با رقم درآمد ارزي حاصل از صادرات نفت و گاز كشور ايران در مدت حدود 16 سال آينده مي‌شود (بر پايه گزارش بانك مركزي، در سال 1385 ايران از محل صادرات نفت و گاز، درآمدي در حدود 62 ميليارد دلار را بدست آورد). افزون بر اينكه خسارت مادي وارده به ايران در طول هشت سال جنگ و همچنين هزينه فرصت‌هاي از دست رفته، رقمي بسي بيش از اين‌ها برآورد مي‌گردد. گو اينكه خسارات معنوي آن كاملا جبران‌ناپذير است. جان باختن عزيزاني كه سرمايه‌ي سازندگي اين كشور بودند، ناراحتي‌هاي مجروحان جنگي (جانبازان قطع نخاعي، شيميايي، اختلالات عصبي و ...) و ناراحتي بازماندگان و افسردگي‌ها و ... همه و همه از اثرات جنگي است كه هموطنان عراقي شما بر اين مردم تحميل نموده‌اند. هموطناني كه مسلما همه‌ي آنها هم بعثي نبودند.  

 

8) در پايان نيز بايد اين پرسش را مطرح نمود كه چرا دستگاه سياست خارجي ايران، در دوره‌هاي گوناگون، اقدام به حمايت از كساني مي‌نموده است كه به محض دست يافتن به قدرت، اقدام به بيان گفتارها و انجام كردارهايي مي‌نمايند كه برخلاف خواسته و منافع ملي پشتيبانان پيشين و حتا كنوني‌شان بوده است.

 

 

خوشبختانه در واپسين لحظه‌ها آگاه شديم، دفتر طالبانی با صدور اعلاميه‌ای اعتبار قرارداد الجزاير را تاييد کرد. اين اعلاميه که در پايگاه اينترنتي دفتر رياست جمهوری عراق منتشر شده، می‌گويد پيمان ۱۹۷۵ الجزاير همچنان اعتبار دارد و براساس قوانين و معاهده‌های بين‌المللی لغو نشده است. بنا بر اين اعلاميه، نميتوان اين قرارداد را بطور يکجانبه لغو يا پاره کرد. گرچه در ادامه آورده شده است در خصوص اين قرارداد هنوز برخی ملاحظات وجود دارد و امکان گفتگو در زمينه آن و دستيابی به توافق مشترک با دوستان ايرانی، وجود دارد.

همچنين ادعاي پيشين آقاي طالباني مبني بر پيشنهاد فراموشي و بخشش غرامت ۱۰۰۰ ميليارد دلاري جنگ از سوي ايران، هنوز پابرجاست.

براي خواندن ريز اين خبر به اين نشاني برويد (و اگر بسته بود به اين پيوند بروید)

 

 

پي‌نوشت ۱:

در اين باره، دكتر داود هرمیداس باوند، استاد تواناي روابط بين‌الملل و سخنگوي جبهه‌ي ملي ايران در همايش "ايران ورجاوند" كه در بزرگداشت شادروان دكتر پرويز ورجاوند در دانشگاه تهران برگزار شده بود، سخنراني كامل و مبسوطي را در موضوع روابط و تنش‌هاي مرزي در مرزهاي غربي ايران، زير عنوان  "بررسی لزوم رفع ابهامات مرزی ایران و عراق و پی‌گیری خسارات ناشی از تحمیل جنگ از سوی عراق" ارائه نمود كه اطلاعات آن مي‌تواند بسيار آگاهي‌رسان باشد.

چكيده‌ي نوشتاري اين سخنراني را مي‌توانيد از پايگاه آريابوم و يا روزنامه مردمسالاري بخوانيد.

براي دريافت فايل صوتي كامل اين سخنراني روي اين پيوند كليك راست نمايد و گزينه "Save Target As …"  را بزنيد.

 

 

پي‌نوشت ۲:

برای آگاهي از متن كامل معاهده مرزي ميان ايران و عراق (۱۹۷۵) به پيوند زير برويد.

http://irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=40&TypeId=11&ArticleId=1267&Action=ArticleBodyView

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 4:38  بدست فرامرز بيگدلو